لحوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لحوق . [ ل ُ ] (ع مص ) باریک میان گردیدن . (منتهی الارب ). باریک میان شدن . (تاج المصادر). ◄ بهم شدن دو چیز. بهم شدن دو چیز یا بیشتر. (منتخب اللغات ). پیوستن چیزی به چیزی . به دنبال چیزی پیوستن . پیوستن . رسیدن . دررسیدن . (زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). لزوم .