لحظه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ ظَ یا ظِ) [ ع. لحظة ] (اِ.)<BR>۱- یک چشم به هم زدن.<BR>۲- یک دم. ج. لحظات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ ظَ یا ظِ) [ ع. لحظه ] (اِ.) ۱- یک چشم به هم زدن. ۲- یک دم. ج. لحظات.
فرهنگ طیفی واژهدان
دم، ثانیه، آن، ناگه نفس درنگ، فرصت
واژگان فارسی سره واژهدان
یکدم، لخت، دم، آن