لبیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لبیا. [ ل ِ ] (اِخ ) لیبی . لیبیا. رجوع به هر دو کلمه شود. در قاموس کتاب مقدس آمده : لبیا، مملکتی است در شمال افریقا که در ساحل دریای متوسط واقع و از مصر تا کارتاژ ممتد است و قدری هم به طرف خشکی امتداد یافته قسمتی از این مملکت که به مصر اتصال داشت بعضی اوقات لبیا مارماریکا و آن قسمتی که بسایرینی اتصال داشت سایرینیکا گفته میشد و این بمناسبت پنج شهر عمده ٔ آن مملکت بود یعنی : سایرینی، اپولونیة و برنیاسی و ارسنوی و تلمایس . عدد بسیار و گروهی از یهوددر ایام مسیح در این شهر سکونت داشتند و با جدیدالایمانان لبیانی برای عبادت به اورشلیم می آمدند. (١ع ٢:١٠). مبداء اشتقاق لبیا از لهابیم یا لوبیم است . (پید ١٠:١٣) و اینان طایفه ٔ جنگجو بودند که شیشق شهریارمصر و زارح حبشی را در جنگ با یهودیه معاونت کردند.(٢ تو ١٢:٣ و ١٤:٩ و ١٦:٨ و دانیال ١١:٤٣.) و با اهل تبت قدیم (؟) نیز معاون بودند (بح ٣:٩ ار ٤٦:٩ حزج ٣٠:٥). رجوع به فوت شود. آخراً لبیا در تحت تصرف کارتاژ و پس از آن در تحت تصرف یونانیان و رومانیان و سرسنیها (؟) و عثمانیان درآمد. (قاموس کتاب مقدس ).