لبو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لبو. [ ل َ ب ُوو ] (اِخ ) نام پسر عبدالقیس . (لبؤ نیز گویند). (منتهی الارب ).
لبو. [ ل ُ ب ُ ] (اِخ ) (جزیره ٔ...) نام جزیره ٔ بزرگی در دانوب پائین شهر وین و شهرت آن بسبب عبور دسته های فرانسوی از آنجا است در سال ١٨٠٩ م .
لبو. [ ل ُب ُ ] (اِخ ) ژرژ موتن، کنت دو. ژنرال فرانسوی . مولد فالسبورگ . وی در اَسترلیتز، اسپانی، و مخصوصاً در اسلینگ معروفیت یافت و لوئی فیلیپ وی را مارشالی فرانسه داد. (١٧٧٠-١٨٣٨ م .).