لبخند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خَ) (اِ.) خندة کوتاهی که تنها موجب حرکت لب هامی شود، تبسم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خَ) (اِ.) خنده کوتاهی که تنها موجب حرکت لب هامی شود، تبسم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لبخند. [ ل َ خ َ ] (اِ مرکب ) لبخنده . تبسم : برقع از رخ به یک طرف افکند عالمی زنده کرداز لبخند. میرزا طاهر وحید. لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ٔ گل شکفتن آموخت . ایرج میرزا.
مترادف و متضاد واژهدان
تبسم خنده، شکرخند، شکرخنده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه