لباشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ شَ) (اِ.) حلقة ریسمانی که بر سر چوبی نصب کنند و لب بالای اسب و خر چموش را در آن ریسمان نهند و تاب دهند تا عاجز شود و حرکات ناپسند نکند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ شَ) (اِ.) حلقه ریسمانی که بر سر چوبی نصب کنند و لب بالای اسب و خر چموش را در آن ریسمان نهند و تاب دهند تا عاجز شود و حرکات ناپسند نکند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لباشن . [ ل َ ش َ ] (اِ) حلقه ٔ ریسمانی باشد که بر چوبی نصب کنند و لب بالای اسبان و خران بدفعل را در آن ریسمان نهاده تاب دهند تا عاجز شوند و حرکات ناپسند نکنند. (برهان ). لویشه . لبیش . لبیشه . لواشه . لباشه . لباچه .