لاویان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاویان . (اِخ ) (سِفر...) کتاب سوم از پنج سِفر است . درقاموس کتاب مقدس آمده : از آنرو به این اسم نامیده شده که مخصوصاً مشتمل بر ذکر قوانین و آئین لیویان و کاهنان و هدایا و قربانیهای ایشان است و عبرانیان آن را شریعت کاهنان خوانند. در قسم اول قربانیهای خونی و نیز قربانیهای سوختنی و غیر خونی و هدایای آردی وقربانیهای رفع گناهی و قربانیهای سلامتی و جاهلی و خطائی و گناهانی که برای آنها باید قربانی گذرانیده شود و دستورالعمل و طرز گذرانیدن آنها مفصلا در جای خود مذکورند و تمامی این تفاصیل نه تنها اهمیت عبادت الهی را بیان میسازد بلکه از همه ٔ تضعیفها و تبدیلات انسانی که شخص را به بت پرستی میکشاند نیز مانع است تمامی این نظم و اسلوب ظل خوبیهای زمان آینده بود و نشانه ٔ بره که بروح ازلی خویشتن را بی عیب بحضور خدا گذرانیده و نامه ٔ عبرانیان برای این مطلب بهترین تفسیرهاست . بعد از آن تفصیل تقدیس کردن هارون و فرزندانش بمثابه ٔ کاهنان و متعاقب آن حکایت دانش آمیز ناداب و ابیهو مذکور است پس از آن قواعد و قوانین تطهیر شخصی و رسمی که یادگار و تذکره ٔ دائمی از آلایش گناه و تقدس خداست عطا شد بعد حکایت روز کبیر کفاره . در این روز بنی اسرائیل از وساوس و بت پرستی و ناپاکی و سایراعمال کنعانیان انتباه یافته قوانین حفظ اخلاق و صیانت تندرستی و قواعد ملتی بایشان داده شد و مأمور گشتند که عیدهای مخصوصه ٔ خود را و شرایع و قوانین مخصوصه ٔ روز سبت و سال پنجاهم را که یوبیل خوانند نگاهدارند و نذورات و عشرها را نیز مرعی دارند. تنبیهات و مواعدی که در باقی این کتاب مذکور است نظر و توجه ایشان را به سوی آینده می آورد و مقصود از اتحاد تمامی قوم در خدمت خدای حافظ عهد ظلی است که اصل آن مسیح وملکوت اوست . عموماً معتقدند که این کتاب می باید از تصنیفات موسی بوده باشد اگر چه محتمل است که هارون وی را امداد کرده . این کتاب محتوی تاریخ ماه اول سال دوم است بعد از خروجشان ازمصر. (قاموس کتاب مقدس ).
لاویان . (اِخ ) ج ِ لاوی و منسوب بدان، یعنی اشخاصی که از اولاد لاوی سومین پسر یعقوب اند. گاهی این لفظ به معنی کاهنان نیز استعمال شده است . (ایران باستان ج ٢ حاشیه ٔ ص ١١٦٠). در قاموس کتاب مقدس آمده : گاهی اوقات کلمه ٔ لاوی و لاویان برای جمیع اولاد لاوی استعمال شده است (خروج ٦:٢٥ لا ٢٥:٣٢ عد ٣٥:٢ یوشع ٢١:٣ و ٤١) و گاهی از اوقات اختصاص به نسل لاوی دارد به جز خانواده های هارون و کهنه (اول پادشاهان ٨:٤ عزرا ٢:٢:٧٠ یوحنّا ١:١٩) و گاهی از اوقات همچو صفتی از برای کهنه استعمال میشود یعنی که از سبط لاوی متسلسل است (تثنیه ١٧:١٨ یوشع٣:٣) اما معنی ثانوی که قصد از سبط لاوی باشد غیر ازسلسله ٔ کهنه بیشتر در کتاب مقدس وارد است . و در سفرپیدایش به هیچوجه اشاره به تقدیس و تعیین لاویان نیست مگر در وقتی که در فقره ٔ گوساله با موسی از برای خداوند غیرت کشیدند. از آن پس از برای خدمت مقدس معین گشتند (تثنیه ١٠:٨ و ٩ و ٣٣:٨ و ١١) و در وقت تعیین ایشان عدد مردان ٢٢٠٠٠ و عدد اول زادگان جمیع اسباط٢٢٢٧٣ نفر بودند و قوم فدیه آنهائی را که افزون بودند هریک را پنج شاقل دادند (سفر اعداد ٣:٤٥ - ٥١) و این مبلغ مطابق همان مقداری بود که از برای فدیه ٔ اول زادگان انسان و حیوانات نجس و چیزهای مهیب لازم بود(لاویان ٢٧:٦. سفر اعداد ١٨:١٦) و قوم لاوی واسطه ٔ قوم و کاهنان بودند و ایشان را جایز نبود که قربانی گذرانند و بخور سوزانند و نیز جایز نبود که اشیاء مقدسه را بدون پرده و پوشش ملاحظه کنند (سفر اعداد ٤:٥) لکن ایشان از سایرین به تابوت سکینه نزدیکتر بودند چنانکه چادر جماعت را هنگام کوچ کردن ایشان بر میداشتند و در وقت فرود آمدن و منزل کردن برپا مینمودند. و از برای وظیفه ٔ خدمت خود بعد از شست و شو و تراشیدن بدن حاضر میشدند. خلاصه واجبات بنی لاوی در نهایت دقت معین بود و به سه بهره منقسم بودند: قهاتیان و جرشونیان و مراریان ؛ بهره ٔ اول بردارندگان ظروف مقدسه ؛ بهره ٔ دوم بردارندگان اقسام خیمه و بهره ٔ سوم بردارندگان لوحها و ستونها بودند. و شهرهائیکه به لاویان اختصاص داشت چهل و هشت شهر با اطراف آنها بمسافت هزار ذرع از همه طرف مختص آنها بود یعنی سیزده شهر از برای کاهنان و شش شهر از برای بست بتوسط قرعه تعیین یافت در میان اسباط. و لاویان را غیر از این شهرها و اطراف آنها عشر تمام محصولات از حیوانات و نباتات نیز بود واز این عشر ایشان بکاهنان میدادند (سفر اعداد ١٨:٢٠- ٣٢) و در هر سه سال یک دفعه عشر ثانوی نیز میگرفتند و نیز در هنگام خدمت بعضی وظایف دیگر علاوه بر آنهائی که ذکر شد داشتند. و در ایام داود عدد کهنه به ٣٨٠٠٠ رسید که ٢٤٠٠٠ آنها از برای خدمات معینه مقرر گشتند و ٦٠٠٠ نفر از برای تعلیم شریعت و اجرای احکام معین شدند و ٤٠٠٠ از برای وظیفه ٔ دربانی و ٤٠٠ نفر از برای خواندن و نواختن آلات طرب بودند این ها را فرقه فرقه نموده هر فرقه بنوبت خود از شهرهای خودشان برای خدمت مقدس حاضر میشدند (اول تواریخ ایام ٢٣: و ٢٤:٢٠ - ٣١ و ٢٥:٢٦) و در وقتی که سبط اسرائیل از یهوداجدا گشتند سبط لاویان با یهودا همدست گردیدند (دوم تواریخ ایام ١١:١٣ - ١٥) و ایشان را در تدبیر آن مملکت مخصوصاً در ایام یهوشافاط (دوم تواریخ ایام ١٩:٨ -١١ و ٢٠:١٤ - ٢٨ و یوحنا اشعیا ٢ تو ٢٣:١ - ٨ و حزقیا دوم تواریخ ٢٩:٣ - ٣٦ و ٣٠:٢١ و ٢٢ و ٣١:٢ - ٤ و یوشیا دوم تواریخ ٣٤:١٢ و ٣٥:٣ - ١٨) و غیره ید طولائی بود لکن بعد از اسیری معدودی از ایشان مراجعت کردند (عزرا ٢:٣٦ - ٤٢ و ٣:١٠ و ٦:١٨) اما آنانی که به اورشلیم مراجعت کردند بر سر منصب قدیم خود رفتند و دردهاتی که نزدیک اورشلیم بود مأوی گزیدند و قوم کمافی السابق عشر معینه را بدیشان می دادند (نحمیا ١٠:٣٧- ٣٩ و ١٢:٢٩) ولی در عهد جدید آنها را همچو اشخاصی که در رسوم و قواعد ظاهری شرعیه ماهر می بودند و باطن آن را ترک می کردند به حساب می آورد (لوقا ١٠:٣٢).