لاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاهی . (ع ص ) غافل شونده . (منتخب اللغات ). لاعب . بازی کننده . بازیگر. (دهار) : لاهی الهی را درک نتواند کرد. (از کشف المحجوب ). موحد الهی بود نه لاهی . (از کشف المحجوب ). پرهیز کن از لهو از آنکه هرگز سرمایه نکرده ست هیچ لاهی . ناصرخسرو. کی کند جلوه عِز اللهی قدس لاهوت بر دل لاهی . جوینی .