لاهوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِفا.) عالم غیب، عالم الهی، جهان مینوی.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِفا.) عالم غیب، عالم الهی، جهان مینوی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاهوت . (ع اِ) (مشتق از اﷲ. مفاتیح ). الوهة. و اصل آن لاه باشد و واو و تاء بدو ملحق شده است نمودن مبالغه را چنانکه در جبروت . اگر از کلام عرب است مشتق از «لاه » خواهد بود بر وزن فعلوت مانند رَغبوُث . (منتهی الارب ). خدای تعالی . (تاج العروس ). ◄ عالم خدای . (دهار). غیب . عالم امر. عالم غیب . عالم معنوی . جهان ِ بود. مقابل ناسوت . عالم اله . طبیعت الهیت . (قاموس مقدس ) : از «لا» رسی بصدر شهادت که عقل را از «لا» و «هو» ست مرکب لاهوت زیر ران . خاقانی . گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولی . خاقانی . کی کند جلوه ٔ عز اللهی قدس لاهوت بر دل لاهی . جوینی . محرم ناسوت ما لاهوت باد آفرین بر دست و بر بازوت باد. مولوی . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لاهوت، نزد صوفیه حیاتی که ساریه است در اشیاء و ناسوت محل آن و ذلک الروح . (شعر) روح شمع و شعاع اوست حیات خانه روشن از او و اواز ذات کذا نقل من عبدالرزّاق الکاشی . و در لفظ جبروت . بیان شد که لاهوت نامی از مقامات سالکان . و ازلاهوت بذات نیز تعبیر کنند - انتهی . صاحب آنندراج گوید: عالم ذات الهی که سالک را در آن مقام فناء فی اﷲ حاصل میشود و مرتبه ٔ صفات را جبروت و مرتبه ٔ اسماء را ملکوت نامند و بعضی گویند لاهوت در اصل لاهوالاهو است و حرف تاء زائد و قانون عرب است که چون کلمات مغلقه گویند چیزی حذف نمایند و چیزی زیاده کنند تا نامحرمان محروم از حقیقت آن باشند پس لاهو نفی است یعنی نیست تجلی صفات مرطائفه افراد را و لفظ هو اسم ذات است الاهو مگر تجلی ذات و حق اینست که لاهوت در اصل لغت مصدر است بر وزن فعلوت مشتق از لاه چنانکه رغبوت و رحموت و لاه در اصل لفظاﷲ است مأخوذ از «لیه »، به معنی پوشیدن و در پرده رفتن . (غیاث ) (آنندراج ). - علم اللاهوت ؛ حکمت الهی .
مترادف و متضاد واژهدان
عالمغیب ملکوت الهی (متضاد: ناسوت)