لالیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لالیم . (اِخ ) نام یکی از یاران و سپاهیان امیرتیمور گورکان در جنگ شاه منصور. (ظفرنامه ٔ شامی به نقل از تاریخ عصر حافظ، ص ٤٣٤).
لالیم . (اِخ ) (محله ...) موضعی بین جنوب شرقی و مشرق نهر بادله در مازندران . (مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ٥٨).
لالیم . (اِخ ) دهی از دهستان میان دورود. بخش مرکزی شهرستان ساری . واقع در ١٤ هزارگزی خاورساری و یکهزار گزی جنوب راه شوسه ٔ ساری به بهشهر. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی . دارای ٤٢٠ تن سکنه ٔ شیعه فارسی و مازندرانی زبان . آب آن از چاه و چشمه . محصول آن غلات، صیفی، توتون، سیگار. شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).