لاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ازع. ] (ص.) (عا.) شایسته، سزاوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ازع. ] (ص.) (عا.) شایسته، سزاوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاق . (از ع، ص ) مخفف لایق . رجوع به لایق شود: لاق گیس تو یا او یا من و غیره، لایق گیسوی تو یا او یا من .
لاق .(اِ) لاغ . صورتی از لاغ، تار گیسو. رجوع به لاغ شود.