لاصق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- چسبنده، دوسنده.<BR>۲- (صباحیه، اسماعیلیه) یکی از مراتب پایین صباحیه که افراد آن بیعت کرده بودند بدون آنکه به اغراض و معتقدات این مذهب پی برده باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص) [ ع. ] (اِفا.) ۱- چسبنده، دوسنده. ۲- (صباحیه، اسماعیلیه) یکی از مراتب پایین صباحیه که افراد آن بیعت کرده بودند بدون آنکه به اغراض و معتقدات این مذهب پی برده باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاصق . [ ص ِ ] (ع ص ) چفسیده . دوسیده . برچسبنده : لخ ّ، لاصق النسب . (منتهی الارب ).