لازوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ]<BR>۱- (ص.) چسبنده.<BR>۲- (اِ.) مرهمی که بر جراحت گذارند تا موقعی که بهبود یابد.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] ۱- (ص.) چسبنده. ۲- (اِ.) مرهمی که بر جراحت گذارند تا موقعی که بهبود یابد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لازوق . (ع ص ) لزوق . ◄ مرهمی که تا به شدن جراحت چسبان باشد. (منتهی الأرب ). دوائی که بر ریش نهند و بر جای بگذارند تا بُرء : یا موضع رگ را به داروی لازوق و پشم خرگوش ببندند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ (اِ) سریش .