لازم آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لازم آمدن . [ زِ م َ دَ ] (مص مرکب ) واجب کردن . رجوع به کلمه ٔ لازم شود : در این مقالت تشبیه لازم آید، پس خدایراجز از این و جز از چنین پندار. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لازم آمدن . [ زِ م َ دَ ] (مص مرکب ) واجب کردن . رجوع به کلمه ٔ لازم شود : در این مقالت تشبیه لازم آید، پس خدایراجز از این و جز از چنین پندار. ناصرخسرو.