لازال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لازال . (اِخ ) نام کرسی بخش در «گار» از ولایت ویگان بفرانسه . دارای ١٤٨٠ تن سکنه .
لازال . [ ل َ ] (ع فعل ) همیشه . و آن از افعال ناقصه است، رافع اسم و ناصب خبر.
لازال . (اِخ ) اَنتوان شارل لوئی، کنت دو. نام بهترین ژنرال فرانسوی سپاه بناپارت . مولدمتز به سال ١٧٧٥ و مقتول در واگرام به سال ١٨٠٩م .