لاروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاروب . (نف مرکب ) روبنده ٔ لای و گل . پاک کننده ٔ گل و لای رودخانه و قنات و غیره . - کشتی لاروب ؛ کشتی پاک کننده ٔ گل و لای رودخانه . - لاروب کردن ؛ لاروبی . پاک کردن گل و لای قنات یا چاه و غیره .
لاروب . (اِخ ) نام دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان . واقع در یازده هزارگزی جنوب باختری لنده مرکز دهستان . دارای ٧٠ تن سکنه . زبان اهالی فارسی و لری . شغل آنان زراعت و حشم داری . صنایع دستی و قالیچه و جوال و گلیم بافی . راه آنجا مال رو و محصول آن غلات و انجیر و لبنیات و پشم و انار است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).