لارما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لارما. (اِخ ) موضعی در «میان سی » از هزار جریب مازندران . (مازندران و استرآباد رابینو ص ١٢١ و ١٢٤ بخش انگلیسی ). دهی از دهستان گلیجان رستاق بخش مرکزی شهرستان ساری . واقع در ٣٩ هزارگزی جنوب ساری و دو هزارگزی خاوری راه عمومی دودانگه و رودخانه تجن . کوهستانی و جنگلی . معتدل و مرطوب و مالاریائی . دارای ٣٠٠ تن سکنه . زبان فارسی و مازندرانی، آب از رودخانه ٔ تجن . محصول برنج و غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).