لاجرعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ عَ یا عِ) [ ع. ] (ق.) یکسره و بدون تنفس نوشیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ عَ یا عِ) [ ع. ] (ق.) یکسره و بدون تنفس نوشیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لاجرعه . [ ج ُ ع َ ] (ع ق مرکب ) بدون آشام . - لاجرعه نوشیدن یا لاجرعه آشامیدن و یا لاجرعه بسر کشیدن ؛ آشامیدن مایع ظرفی تاقطره ٔ آخر به یکدم . به یکباره نوشیدن هر چیز که در ظرف باشد. تمام نوشیدن مظروفی را. همه ٔ مظروف را یکباره نوشیدن . یکبارگی همه نوشیدن آنچه در پیاله باشد بی آنکه دم گرفته اندک اندک نوشند. (غیاث ) : جان از خمار رشک، ظهوری بلب رسید کو رطل بزم هجر که لاجرعه سرکشم . ظهوری .
واژگان فارسی سره واژهدان
به یک نوش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی