قیمه قیمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. ~.) [ تر. ] (ص مر.) ریز ریز، قطعه قطعه.<br>واژه قبلی: قیمهواژه بعدی: قیمه قیمه کردن