قیماز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیماز. [ ق َ ] (ترکی، اِ) کنیز و خدمتگار. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : پس در خانه بگو قیماز را تا بیارد آن رقاق و قاز را. مولوی (از فرهنگ فارسی معین ).
قیماز. [ ق َ ] (اِخ ) قطب الدین . رجوع به قطب الدین قیماز شود.