قیلی ویلی رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیلی ویلی رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) قیلی ویلی رفتن یا کردن دل، قند تو دل کسی آب شدن . شایق و مایل به چیزی بودن . خبری خوش شنیدن و از آن مسرور شدن . غنج زدن دل . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیلی ویلی رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) قیلی ویلی رفتن یا کردن دل، قند تو دل کسی آب شدن . شایق و مایل به چیزی بودن . خبری خوش شنیدن و از آن مسرور شدن . غنج زدن دل . (فرهنگ فارسی معین ).