قیقاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیقاج . [ ق َ / ق ِ ] (ترکی، ص، اِ) اریب . وریب . (برهان در کلمه ٔ وریب ). مأخوذ از ترکی، در تداول، کج و خم . ◄ تیر خمیده . (ناظم الاطباء). تیر افکندن به دشمن در حالی که پشت بدو دارند چنانکه اشکانیان در کر و فر خویش . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).