قیظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیظ. [ ق َ ] (ع اِ) گرمای تابستان و آن از طلوع ثریا تا طلوع سهیل است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، اقیاظ، قیوظ. (ازناظم الاطباء). ◄ شدت حرارت . (از اقرب الموارد). ◄ (مص ) سخت گرم شدن روز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ اقامت کردن . (منتهی الارب ). ◄ اقامت کردن بجائی در تابستان . (از اقرب الموارد).
قیظ. [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک مکه در چهارمیلی سوق نخله . (از معجم البلدان ).