قچباز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قچباز. [ ق ُ ] (نف مرکب ) قوچباز. آنکه گوسفندان سرزن (شاخ زن ) را با هم بجنگاند. (آنندراج ) : چو دیده جلوه قچباز خویش در میدان سر نشانده همی خورد عاشق حیران . سیفی (از آنندراج ) (بهار عجم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قچباز. [ ق ُ ] (نف مرکب ) قوچباز. آنکه گوسفندان سرزن (شاخ زن ) را با هم بجنگاند. (آنندراج ) : چو دیده جلوه قچباز خویش در میدان سر نشانده همی خورد عاشق حیران . سیفی (از آنندراج ) (بهار عجم ).