قپان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قپان . [ ق َپ ْ پا ] (ترکی، اِ) کپان و آن ترازویی است که یک پله دارد و بجای پله ٔ دیگر سنگ از شاهین آن آویزند و بلغت رومی قسطاس میگویند. (برهان ).
قپان . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس . ٦٠٠٠ گزی خاوری گنبد قابوس سر راه فرعی گنبد قابوس به مراد تپه . محلی است کوهپایه معتدل و سکنه ٔ آن ٤٦٠ تن ترکمنی است . آب آن از رودخانه ٔ گرگان و محصول آنجا غلات، حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، بافتن پارچه های ابریشمی است . نهر پالی از دو محل بالا و پائین تشکیل شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).