قویق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومقویق . [ ] (اِخ ) ابوالحسن . نام رودی نزدیک حلب . (یادداشت بخط مؤلف ).واژه قبلی: قویعلسواژه بعدی: قویلی