قوهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص نسب.) = قهستان. قوهستان. کوهستان:<BR>۱- منسوب به قهستان.<BR>۲- نوعی از قماش و جامه که به احتمال قوی از پنبه ساخته میشده و ظاهراً باید از کرباس لطیف مشبک باشد که هنوز هم در حدود طبس میبافند و آن را تودار (تابدار) نامند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) = قهستان. قوهستان. کوهستان: ۱- منسوب به قهستان. ۲- نوعی از قماش و جامه که به احتمال قوی از پنبه ساخته میشده و ظاهراً باید از کرباس لطیف مشبک باشد که هنوز هم در حدود طبس میبافند و آن را تودار (تابدار) نامند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوهی . [ ] (ص نسبی ) منسوب است به قوهستان و آن شهری است نزدیک کرمان . (منتهی الارب ). ◄ نسبت است به قوهستان معرب کوهستان . (المعرب جوالیقی ص ٢٦٤). ◄ ثوب قوهی ؛ جامه ای است که در قهستان کرمان بافند یا هر جامه که به جامه ٔ قوهی ماند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نوعی از جامه های سپید. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).