قوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قُ وِّ) [ ع. قوة ] (ا ِ.)<BR>۱- نیرو، انرژی، قدرت.<BR>۲- آمادگی ذهنی، استعداد.<BR>۳- هر کدام از تواناییهای ذهنی یا جسمی انسان.<BR>۴- از نظر سیاسی هر یک از سه نهاد حکومتی: قوة مقننه، قضاییه و مجریه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قُ وِّ) [ ع. قوه ] (ا ِ.) ۱- نیرو، انرژی، قدرت. ۲- آمادگی ذهنی، استعداد. ۳- هر کدام از تواناییهای ذهنی یا جسمی انسان. ۴- از نظر سیاسی هر یک از سه نهاد حکومتی: قوه مقننه، قضاییه و مجریه.
مترادف و متضاد واژهدان
توانمندی، توانایی، توان، رمق، زور، قابلیت، قدرت، نا، نیرو، یارا باطری
واژگان فارسی سره واژهدان
نیروبخش، نیرو، توان