قونس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قونس . [ ق َ ن َ ] (ع اِ) اعلای سر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قِنس شود. ◄ زبر خود آهنی یاآهن سر خود. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). سپر خود آهنی . (آنندراج ). ◄ تندی میان دو گوش اسب . (آنندراج ) (منتهی الارب ). عظم ناتی ٔ بین اذنی الفرس . (اقرب الموارد). ◄ میانه ٔ راه . قَونوس .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قونوس شود.
قونس . [ ] (معرب، اِ) قونوس . حب الصنوبر کبار. (از فهرست مخزن الادویه ).