قوملو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوملو. [ قَم ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آلان براغوش بخش آلان شهرستان سراب . آب آن از دو رشته چشمه . محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت، گله داری، کارگری و صنایع دستی زنان آنجا فرش بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قوملو. [ قُم ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٤٦ تن . آب آن از چشمه سار. و محصول آن غلات، نخود و بزرک . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).