قولقچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قولقچی . [ ل ُ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) نوکر و خدمتکار. (آنندراج ) (غیاث ) : قولقچی اگر سرشته ٔ آب بقاست چون ماه نوش کجی عیان از سیماست در دهر ندیدیم بغیر از قاشق خدمتکاری که دست او باشد راست . شفیع اثر (از آنندراج و غیاث ). قوللوقچی . خدمتکار. (از: قوللوق، بندگی و خدمت + چی ). (از سنگلاخ ). رجوع به قُلﱡقْچی شود.