قولدره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قولدره . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش تکاب شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٦٩٦ تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. در دو محلی بفاصله ٥٠٠ گز به نام قولدره ٔ بالا و پایین مشهور است . سکنه ٔ قولدره ٔ پائین ١٨٢ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قولدره . [دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، سکنه ٔ آن ١٥٠ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، حبوب و لبنیات . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).