قوقنس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوقنس . [ ن ُ ](معرب، اِ) ققنس و آن مرغی باشد بغایت عجیب و غریب .گویند هزار سال بزید. (برهان ). رجوع به ققنس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوقنس . [ ن ُ ](معرب، اِ) ققنس و آن مرغی باشد بغایت عجیب و غریب .گویند هزار سال بزید. (برهان ). رجوع به ققنس شود.