قوطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ تر. ] (اِ.)<BR>۱- ظرفی برای نگه داری یا حمل چیزی به شکل هندسی منظم با ته مسطح.<BR>۲- جعبه، به ویژه جعبة کوچک. ؛توی ~ هیچ عطاری پیدا نشدن بسیار عجیب و غیرمنتظره بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ تر. ] (اِ.) ۱- ظرفی برای نگه داری یا حمل چیزی به شکل هندسی منظم با ته مسطح. ۲- جعبه، به ویژه جعبه کوچک. ؛توی ~ هیچ عطاری پیدا نشدن بسیار عجیب و غیرمنتظره بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوطی . (ترکی، اِ) تبنگو و حقه و صندوقچه . (ناظم الاطباء). ظرف فلزی دردار که در آن چیزها را محفوظ نگه میدارند. (فرهنگ نظام ). قوتی . - قوطی سیگار؛ جعبه ای که در آن سیگار نهند. ◄ واحد وزن در قدیم (مخصوصاًدر شمال ایران ) معادل دو من و سه چارک شاه . (فرهنگ فارسی معین ).
قوطی . [ ] (معرب، اِ) طریفلون است که به عربی حسک نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
واژگان فارسی سره واژهدان
توبک، تبنگو
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی