قوشخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوشخانه . [ ن ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش باجگیر شهرستان قوچان که دارای ٦٨٠ نفر جمعیت است . موقع دهستان کوهستانی و دارای هوایی سردسیر است .ساکنین از طوایف زعفرانلو و بیچرانلو هستند. محصول عمده ٔ دهستان غلات، انگور و محصول دیمی است . این دهستان از ٢٩ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ٧٤٥٢ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قوشخانه . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خرق بخش حومه ٔ شهرستان قوچان، سکنه ٔ آن ٣٧٩ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی آنجا زراعت، مالداری و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه و کرباس بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قوشخانه .[ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٤٤٣ تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا گلیم بافی است . راه مالرو دارد. این ده در دو محل بفاصله ٥٠٠ گز بنام قوشخانه ٔ بالا و پائین مشهور است . سکنه ٔ قوشخانه ٔ بالا ٢٤٥ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).