قوسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوسان . [ ق َ ] (اِخ )دهی است نزدیک واسط. (منتهی الارب ). برخی از شاعران عرب در شعر خود از آن یاد کنند. (از معجم البلدان ). قوسان یا قوران، شهری وسط است [ از شهرهای عراق عرب ] و قرب صد پاره ده از توابع آن، حقوق دیوانش نه تومان و چهارهزار دینار است . (نزهة القلوب ج ٣ ص ٤٣).
قوسان . [ ق ُوْ ] (اِخ ) ناحیه ای است از اعمال واسط. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).