قوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قُ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- کمان.<BR>۲- نام یکی از صورتهای فلکی جنوبی.۳ - بخشی از محیط دایره.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- کمان. ۲- نام یکی از صورتهای فلکی جنوبی.۳ - بخشی از محیط دایره.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوس . [ ق َ ] (ع مص ) اندازه کردن چیزی را به چیزی مانند وی در حکم . ◄ سبقت بردن و پیشی گرفتن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ راست کردن و صف کشیدن اسبان رهان را وقت تاختن . قاس الخیل ؛ راست کرد و صف کشید اسبان رهان را وقت تاختن . (منتهی الارب ).
قوس . [ ق َ ] (ع اِ) کمان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مؤنث است و تصغیر آن قویسة میشود و گاهی آن را مذکر کنند و تصغیر آن را قویس گیرند. (ااز قرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ ذراع . (اقرب الموارد). گز بدانجهت که مذروع را با آن قیاس کنند. قول خدای تعالی : فکان قاب قوسین أو أدنی ؛ یعنی دو کمان عربی یا بقدر دو گز. (منتهی الارب ). ◄ باقیمانده ٔ خرما در تک خنور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ آنچه گرو بندند در اسب دوانیدن و جز آن . (منتهی الارب ). ◄ هرچه به هیأت قوس، منحنی باشد، چون قوس پل و قوس دایره و قوس قزح . (از اقرب الموارد). ◄ در هندسه و هیأت حصه ای از محیط دایره است . (فرهنگ نظام ). - قوس الرجل ؛ آنچه از کمر وی منحنی باشد. (از اقرب الموارد). - قوس السماء ؛ عبارت است از نصف فلک و ربع مسکون یا غیر آن چرا که چون تمام فلک مرئی و غیرمرئی بشکل دایره تصور شود پس نصف آن یا ثلث آن یا ربع آن البته بصورت قوس باشد یا آنکه قوس السماء، قوس قزح مراد باشد. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). - قوس النهار ؛ عبارت است از مقدار مسافت سیر ظاهری شمس از افق مشرقی تا افق مغربی چرا که چون تمام فلک مرئی و غیر مرئی را بصورت دایره فرض کنیم نصف آن بالضروره بشکل قوس باشد پس نصف مرئی فلک را که مسیر شمس در روز باشد قوس النهار گویند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). - قوس قزح ؛ رجوع به مدخل قوس قزح شود.
قوس . [ ق َ ] (اِخ ) برجی است در آسمان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). نام برج نهم از دوازده برج فلکی که کمان و کمان گردون نیز گویند. (ناظم الاطباء). نام برج نهم از بروج دوازده گانه است که ستاره هایش شکل مرد تیرانداز فرض شده . (از فرهنگ نظام ). در جامع الحکمتین آمده : از دوازده برج که جملگی فلک بدان منقسم است، سه برج آتشی است و سه برج خاکی است و سه برج بادی است و سه برج آبی . آتشی حمل و اسد و قوس است ... (جامع الحکمتین چ کربن و معین ص ٢٧٢). حوت و قوس هر دو خانهای مشتری اند. (همان کتاب ص ٢٨٦) : چون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد سنبله، میزان و عقرب، قوس و جدی و دلو و حوت . ؟
مترادف و متضاد واژهدان
انحنا، خم، شیز، کمانه، کمان، وتر طاق آذرماه
فرهنگ طیفی واژهدان
کمان، هلال، طاق، طاقنما، رواق، گنبد، دهنه قوسی، کوژی قوس الکتریکی نیمدایره، کمان بیضی طاق نصرت سردر
واژگان فارسی سره واژهدان
کمانه، کمان، کژواره