قوزلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوزلو. [ قُزْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش گرمی مرکزی شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٢١٠ تن . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، حبوب و کرچک . شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. این ده در دو محل بفاصله ٣ هزارگزی بنام قوزلو بالا و قوزلو پائین مشهور است . سکنه ٔ قوزلو پائین ٧٩ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قوزلو. [ قُزْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ١١١٥ تن . آب آن از چشمه سارهاو محصول آن غلات، بادام، کرچک و حبوب . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قوزلو. [ قُزْ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش زرند شهرستان ساوه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).