قوزلوجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوزلوجه . [ قُزْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٥٠٤٠ تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام و شغل اهالی آن زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قوزلوجه . [ قُزْ ج َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، سکنه ٔ آن ٢٣٦ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، نخود و کرچک . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
قوزلوجه . [ قُزْ ج َ ](اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، سکنه ٔ آن ١٧١ تن . آب آن از رودخانه ٔ مهاباد. محصول آن غلات، توتون، چغندر و حبوب . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).