قوزع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوزع . [ ق َ زَ ] (ع ص، اِ) گردن بند لازم که پیوسته باشد . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: قلدتم قَلائِدَ قوازع ؛ ای طوقتم اطواقاً لاتفارقکم ابداً. (منتهی الارب ). ◄ خزی و عار. (اقرب الموارد از تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوزع . [ ق َ زَ ] (ع ص، اِ) گردن بند لازم که پیوسته باشد . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: قلدتم قَلائِدَ قوازع ؛ ای طوقتم اطواقاً لاتفارقکم ابداً. (منتهی الارب ). ◄ خزی و عار. (اقرب الموارد از تاج العروس ).