قوری چای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوری چای . (اِخ ) دهی است از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، سکنه ٔ آن ٤٢٣ تن . آب آن از قنات . محصول آن غلات دیم و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا قالی بافی است . راه مالرو دارد و تابستان از سیف آباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قوری چای . (اِخ ) ده کوچکی از دهستان سیدلو بخش بانه ٔ شهرستان سقز که سکنه ٔ آن ٢٥ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
قوری چای . (اِخ ) دهی است از دهستان فعله گری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، سکنه ٔ آن ١٦٥ تن . آب آن از قنات . محصول آن غلات و حبوب دیمی . شغل اهالی زراعت است و در تابستان عده ای از سکنه برف به سنقر حمل می نمایند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).