قورت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)بلعیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.)بلعیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قورت دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، فروبردن . بلعیدن . رجوع به قورت شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فروبردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)بلعیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.)بلعیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قورت دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، فروبردن . بلعیدن . رجوع به قورت شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
فروبردن