قوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوران .[ ق َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). وادیی است ومیان آن و سوراقیه چند فرسنگ فاصله است . این وادی دارای چاههای آب گوارا و باغهای نخل و درختان دیگر است و در آن دهی است بنام ملحاء. (از معجم البلدان ).
قوران . (ترکی، اِ) سلاح . قور. (سنگلاخ ). رجوع به قور شود.