قوت گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوت گرفتن . [ ق ُوْ وَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) نیرومند شدن . نیرو گرفتن . قوت یافتن . توانا شدن : ملک پارسیان زایل شد و اسلام قوت گرفت . (ابن البلخی ص ١١٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قوت گرفتن . [ ق ُوْ وَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) نیرومند شدن . نیرو گرفتن . قوت یافتن . توانا شدن : ملک پارسیان زایل شد و اسلام قوت گرفت . (ابن البلخی ص ١١٢).