قهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهی . [ ق َهَْ ی ْ ] (ع مص ) خواهش طعام نکردن و ناخوش داشتن آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
قهی . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش کوهپایه ٔ شهرستان اصفهان، سکنه ٔ آن ٢٥٦ تن . آب آن از قنات . محصول آن غلات، پنبه و حبوب . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا پنبه ریسی است .راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).