قهقری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهقری . [ ق َ ق َ را ] (ع اِ) طعام بسیار بترتیب درآوندها نهاده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) نوعی از سپسایگی رفتن . (منتهی الارب ). نوعی از بعقب رفتن . و تثنیه ٔ آن قهقران است بحذف یاء. (اقرب الموارد): رجعت القهقری ؛ بازگشتم این نوع بازگشتنی . (منتهی الارب ) : خدنگ خصم ز سهم تو قهقری بربست چنانکه غنچه ٔ پیکان دمیدش از گل جان . محمدامین وقاری (از آنندراج ).