قهستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهستان . [ ق ُ هََ ] (معرب، اِ) معرب کهستان مخفف کوهستان است . (برهان ) (آنندراج ).
قهستان . [ ق ُ هََ ] (اِخ ) موضعی در قم، بدین نام اشتهار دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین از جغرافیای سیاسی کیهان ).
قهستان . [ ق ُهََ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی سیرجان . محصول عمده ٔ آن غلات، پنبه و شغل سکنه ٔ آن مکاری گری، زراعت و پیشه وری است . این ده از ١٧ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن ٣٥٤٩ تن و مرکز دهستان قریه سعادت آباد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).