قهز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قهز. [ ق َ ](ع اِ) جامه ٔ پشمی سرخ مانند مرغزی و گاهی ابریشم راهم در آن خلط کنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و گویند آن خود ابریشم است و گویند جامه ای است سپید آمیخته با حریر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نوعی است از جامه ٔ پشمین چون مرغزی و گاه باحریر مخلوط است . (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
قهز. [ ق َ ] (ع مص )برجهیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ).
قهز.[ ق َ / ق ِ ] (اِخ ) موضعی است . (از معجم البلدان ).