قنطال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنطال . [ ق ِ ] (اِخ ) نام پادشاه روس است که اسکندر را نوازش کرد و جمیع ممالک خود را بدو داد. (برهان ) (آنندراج ) : چو قنطال روسی که سالار بود شد آگه که گردون بدین کار بود. نظامی (از حاشیه ٔ برهان ). به لشکر چنین گفت قنطال روس که مردافکنان را چه باک از عروس . نظامی .