قنبلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنبلة. [ قُم ْ ب ُ ل َ ] (ع اِ) دامی است جهت شکار نُهَس که ابوترافش است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج، قنابل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ بمب . گلوله .
قنبلة. [ ] (اِخ ) نام طایفه ای از زنج (زنگ ). (البیان والتبیین ج ٣ ص ٣٦، ٣٧).
قنبلة. [ قَم ْ ب َ ل َ ] (ع مص ) با گروه شدن بعد تنهایی . ◄ آتش زدن به درخت قُنبُل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) قَنْبَل است در همه ٔ معانی آن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قنبل شود.